محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

480

اكسير اعظم ( فارسى )

خردل شونيز هر واحد پنج درم مصطكى ده درم نمك هندى هشت درم سناى مكى بيست درم پوست هليلهء كابلى هليلهء سياه بليله شير آمله هر واحد هفت درم زوفاى خشك صعتر برى انجدان انيسون سيساليوس هر واحد هشت درم نانخواه ده درم كوفته بيخته به روغن بطم يا جوز لت كرده به عسل به سرشند شربتى سه درم به آب گرم . و ايضاً اين دوا نفع كند هر سه فلفل دارچينى سليخه قرفه قرنفل سعد برنج كابلى مقشر جوزبوا هر واحد يك مثقال حب النيل شش مثقال تربد سفيد شكر سرخ هر واحد بيست و چهار مثقال كوفته بيخته با شكر آميخته به عسل به سرشند و در ابتداى مرض بهر اسهال نه مثقال يا هفت يا پنج مثقال بدهند بعده فاصلهء سه روز دهند بعد از آن هر روز يك مثقال بر نهار به آب گرم بسيار روزها بدهند بعده از خارج ادويهء شديد البكاء تحليل مثل اين طلا استعمال نمايند خربق سياه ميعه بيخ كبر كندش شيطرج ترمس مساوى كوفته بسركهء خمر سرشته طلا كنند . ديگر شيطرج بسايند و به سركه سرشته طلا نمايند و يا شيطرج نيم‌كوفته به روغن مورد بپزند بعده در روغن زاج سوده آميخته بر موضع بمالند . ديگر خربق سياه بمازو سوده به سركه سرشته طلا كنند . ديگر خردل ماذريون سياه بيخ سقمونيا فوه مساوى به خون افعى سرشته طلا نمايند . ديگر خردل حنا مساوى به سركه سرشته طلا كنند . ديگر خربق سياه گوگرد زرد شيطرج هندى عاقرقرحا بيخ كبر حرف پشك موش كف دريا مويزج بورهء ارمنى مساوى كوفته به سركه سرشته طلا سازند . ديگر مجرب كبريت سوخته فرفيون خربق سياه هر واحد دو درم سوده به سركه سرشته طلا كنند . ديگر عسل بلادر پنج درم عاقرقرحا سداب كوهى هر واحد سه درم فرفيون خربق سياه شيطرج هر يك دو درم كوفته به سركه سرشته طلا نمايند . ديگر عنصل بريان عاقرقرحا ثافيسا فرفيون بلادر شيطرج هر يك دو درم خربق سياه زراوند طويل جنطيانا تخم ترب هر يك سه درم كوفته به آب ماذريون سرشته طلا كنند . ديگر بلادر گوگرد خربق سياه زراوند طويل قسط همه ادويه را سوخته سائيده به سركه سرشته طلا نمايند . ديگر بادام تلخ ترمس تخم ترب خردل تخم جرجير تخم گندنا تخم حرف هر واحد پنج درم كتيرا چهار درم زراوند طويل خربق سياه هر واحد دو درم كوفته به سركه سرشته در آفتاب طلا كنند . ديگر برگ انجير خشك برگ سداب به ورق مازو ماذريون صمغ شيطرج خربق سياه كندش خردل مساوى به سركه به سرشند و طلا سازند . [ بوعلى سينا ] بوعلى سينا مىنويسد كه در علاج بهق ابيض و برص واجب است اجتناب از فصد اگر امرى قوى آن را واجب نكند و از حمام مگر گاه گاهى بر نهار و از شراب الا صرف اندك و تعرق در حمام آن را نافع است اگر نقى البدن باشد . و ايضاً استعمال قى كنند بعد از آن ادويهء مستفرغ بلغم اگر بدن پاك از ماده نباشد بعده مدرات . و اما مسهلات مثل ايارجات بزرگ خصوصاً ايارج شحم حنظل و حبوب مشابه آن دهند و ايارجات با طبيخ هليله و افتيمون و بسفائج و مويز و نمك خورانند و حب النيل را خاصيت عجيب در استخراج خلط محدث بهق و برص است . و از مهسلات موافقه براى ايشان ايارج فيقرا مركب بشحم حنظل است به اين نسخه دارچينى سنبل باقى همان است كه در قول ابو سهل گذشت ليكن در اينجا وزن شحم حنظل يك درم و صبر هژده درم است شربتى از يك درم تا يك مثقال به سكنجبين عسلى و آب گرم . و ايضاً از مسهلات موافقهء ايشان اين است كه بگيرند هليله و آمله يك يك جزو تربد سه جزو و هر جزو يك اوقيه باشد و فانيذ نيم رطل در آب حل كرده به قوام آورند و بدان به سرشند شربتى از سه درم تا پنج درم و من مىخواهم كه در اين زنجبيل يك جزو داخل كرده شود و معاجين اطريفليه و جوارشيه به اين صفت استعمال كنند هليلهء سياه كندر سفيد هر واحد يك جزو زنجبيل ربع جزو به شيره مويز به سرشند و هر روز قدر جوزه بخورند . ايضاً هليلهء سياه آمله شونيز مساوى زوفرا يك نيم جزو هر روز سه درم از اين بخورند . و هرگاه گرمى معلوم كنند ترك نمايند . ايضاً وج دارفلفل هليلهء كابلى مصطكى كندر شونيز حب الغار به عسل مساوى به سرشند شربتى دو درم و آنچه در كتاب اختصارات ذكر كرده اين است كه بگيرند سويق گندم بسيار بريان كرده . و اگر حاجت به اعادهء بريان كردن او باشد بريان كنند و عقب او نيم اوقيه مرى نبطى بنوشند و تا نيم روز بر تشنگى مصابرت كنند و زوفرا و تخم او را در شراب در اين باب خاصيت عجيب است و از آب اطراف انگور مز هر روز يك قدح بنوشند كه اين قشف برص و منع ازدياد او كند و شرب ترياق و خوردن لحوم افاعى در اين بسيار نافع است . و ايضاً اقراص افاعى و از معاجين و ادويهء كه ميان اطريفلى و مسهل بود اين است كه بگيرند تخم زوفرا دو جزو دو تخم ابخره نيم جزو و صبر ربع جزو با عسل آميزند شربتى سه درم اين را دائم استعمال كنند و بعضى مردم با وج و افتيمون مىسازند . و ايضاً كلكلانج دو درم هليلهء سياه يك درم افتيمون دو دانگ تمام سال بخورند و آنچه قائم مقام اين است الا قوىتر و در نفع ظاهرتر و احتياج بشرب آن تا يك سال بود اين است بگيرند وج شش درم و هليلهء كابلى و بسفائج و عاقرقرحا هر واحد ده درم هليلهء زرد پانزده درم ايارج فيقرا و تخم زوفرا و شحم حنظل هر واحد بيست درم نمك هندى هفت درم تربد پنجاه درم غاريقون پنج درم سقمونيا هشت درم به عسل مصفى به سرشند شربتى از يك مثقال تا دو مثقال و از اين قبيل است اين تركيب كندى بگيرند تخم حرف هشتم حصهء كيلجه زوفرا و صبر سقوطرى هر واحد سه درم اين ادويه را با يك نيم رطل عسل مقوم بياميزند شربتى از آن هر روز قبل از طعام به قدر حاجت با سويق و بعد آن سه جرعه مرى بنوشند و حفظ سر به روغن بنفشه در روغن گل كنند و غذا بعد آن اسفيدباج دهند و جائزست كه دائم لوغاذيا و بثادريطوس هر روز شربتى صغير تا نيم درم و كمتر از آن استعمال نمايند و قومى به داغ كردن موضع برص